سلسله مقاله های شخصیت شناسی 2-نکاتی که در MBTI باید بدانیم

photo_2017-12-08_22-19-01

تاکنون درمورد ضرورت استفاده از شخصیت شناسی نکاتی گفته شد. بعلاوه تا حدودی از شخصیت شناسی به روش MBTI و مزایای این روش صحبت کردیم. حال در این مقاله می‌خواهیم به چند نکته درمورد MBTI (از جمله ترجیحات مختلف، قطبیت روان، تفاوت صفات مثبت و منفی با تیپ شخصیتی و تاثیر خانواده بر بروز و ظهور ترجیحات) بپردازیم. در آینده، ترجیحات مختلف را به تفکیک شرح خواهیم داد.

1. ترجیحات روانی افراد که در MBTI بررسی می‌شوند از این قبیل‌اند:

  • ترجیحات دریافت انرژی:           درون‌گرا ( Extroversion (E     / برون‌گرا  (Introversion (I
  • ترجیحات جمع‌آوری اطلاعات:     حسی ( Sensing (S              / شهودی (Intuition (N
  • ترجیحات تصمیم‌گیری:             منطقی ( Thinking (T              / احساسی (Feeling (F
  • ترجیحات سبک زندگی:           منظم    (Judging (J                  / منعطف ( Perceiving (P

2. در نظریه‌ی شخصیت شناسی به روش MBTI، گفته می‌شود که افراد «ترجیحاتی» دارند. این بدان معناست که مثلا یک فرد برون‌گرا در اکثر مواقع ترجیح می‌دهد در جمع باشد؛ اما هر انسانی زمان‌هایی در زندگی اش وجود دارد که تنهایی را برگزیند. برای مشخص‌تر شدن این مورد به مثال زیر توجه کنید:
یک انسان راست دست را در نظر بگیرید. او «ترجیح» می‌دهد که اکثر کارهای خود (مثل نوشتن یا غذا خوردن) را با دست راست انجام دهد. اما ممکن است یک بار لیوان چای را با دست چپش بردارد. در این‌صورت آیا او چپ دست شده است؟ خیر! درمورد هرکدام از ترجیحات هم مشخصا تمام مواردی که گفته خواهند شد درمورد شما صدق نخواهند کرد. اما اگر بیش از ۷۰% موارد را در شخصی ملاحظه کردید، می‌توانید تقریبا از شناسایی تیپ MBTI او اطمینان حاصل کنید.
پروفسور یونگ در نظریه‌ی خود از «قطبیت روان» صحبت می‌کند؛ قطبیت روان به این معنی است که انسان تمامی هشت ترجیح بررسی شده در MBTI را در خود داشته و فقط در هر دسته، به یک سمت متمایل‌تر است.

3. مورد بعد آن‌که، پروفسور یونگ و خانم‌ها مایرز و بریگز در MBTI درمورد «تیپ‌های شخصیتی» صحبت می‌کنند و هیچ‌گونه صفتی به کار نمی‌برند. برای مثال در جامعه رایج است که به افراد درون‌گرا، صفت “خجالتی بودن” را نسبت بدهند! اما خجالتی بودن و درون‌گرایی دو موضوع کاملا متفاوت هستند و یک فرد برون‌گرا نیز می‌تواند خجالتی باشد.
بنابراین لازم است تاکید کنم که تمامی موارد مطرح شده به تنهایی بار معنایی مثبت یا منفی ندارند و در موقعیت‌ها و شرایط باید بررسی شوند.

4. چهارمین نکته‌ی حائز اهمیت آن است که طبق نظریه‌ی پروفسور یونگ، تیپ شخصیتی انسان در طول زمان تغییر نخواهد کرد. برای مثال اگر شما برون‌گرا هستید، می‌توانید خلوت گزینی و تمرکز را تمرین کنید و ویژگی‌های درون‌گراها را در خود پرورش دهید. اما هیچ‌گاه به فردی درون‌گرا تبدیل نخواهید شد. البته ممکن است به علت شرایط مختلف بیرونی یا درونی و تجربه‌های عمیق، در بازه‌هایی از زمان فرد برون‌گرا علائمی از درون‌گرایی نشان بدهد یا بالعکس؛ اما همان‌طور که گفته شد به طور کلی ترجیحات تغییر ناپذیرند.

5. نکته‌ی آخر اینکه بروز و ظهور ترجیحات انسان تحت تاثیر خانواده، محیط و طول عمر، ممکن است کمی دیر یا زود شده یا حتی برخلاف آنچه که واقعا هست نشان داده شود، که البته در این صورت انرژی زیادی از شما گرفته خواهد شد (مثال دست چپ و راست را به خاطر آورید. اگر فرد چپ دست را مجبور به نوشتن با دست راست کنیم، خوش خطی برای او دشوار شده و پس از کمی نوشتن خسته خواهد شد.)
برای مثال، در MBTI می‌گوییم افراد براساس ترجیح تصمیم‌گیری، یا منطقی هستند یا احساسی. فردی منطقی را در نظر بگیرید که در خانواده‌ای احساسی رشد و تربیت یافته. او ممکن است همواره در تصمیم‌گیری‌هایش به افرادی که تحت تاثیر تصمیمش قرار دارند فکر کند و احساسی تصمیم بگیرد اما همیشه در ذهنش با خود درگیری خاصی دارد چرا که می‌داند این تصمیم منطقی‌ترین تصمیمی نبوده که می‌توانسته بگیرد.

در هفته‌های آینده با توضیح تفصیلی ترجیح‌های MBTI با ما همراه باشید.

نویسنده

photo_2017-11-27_23-14-51
محمدصدرا مرادیان

آموزش دیده در خانه‌ی توانگری طوبی به مدیریت دکتر علیرضا شیری، بنیاد فرهنگ زندگی به مدیریت سید سهیل رضایی و گروه روان‌شناسی ژرف به مدیریت دکتر وحید شاه‌رضا
مشاور منابع انسانی شرکت «خانه‌ی نوآوری» و مدرس شخصیت شناسی

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه